بخشندگی و اراده دو کلمه قدرتمند!

مقدمه :

من دوستم را هرگز نخواهم بخشید!
من نمی توانم خودم را ببخشم!
این جملات یا شبیه به آن ها را احتمالا بارها و بارها در ذهن تان مرور کرده اید. وقتی این جمله ها را می گوییم، در واقع تاکید می کنیم که من نمی توانم از گذشته ها رها شوم و بنابراین به زندگی، نَه می گویم!
وقتی دیگران را نمی بخشید، این شما هستید که به خودتان رنج می دهید. این شما هستید که خود را نمی بخشید چرا که فرد مقابل شاید اصلا اطلاعی از احساس شما نداشته باشد!
نَه گفتن به زندگی، یعنی انجماد در زمان گذشته و از دست دادن زمان حال.
در این شرایط همواره فرد یا شاهد رنجی عظیم است و یا شاهد ملالی که از کسالت ناشی از برآورده‌شدن خواست خود سر برآورده است.
پرسش اصلی این است که: چرا زندگی می کنید؟!
آیا شما برای ماندن در یک رنج دائمی روحی در زندگی وارد شده اید؟! احتمالا پاسخ شما به این سوال، خیر است. اما اگر نظر شما این باشد، پس چرا در رنج روحی هستید؟ و احتمالا پاسخ شما این خواهد بود:
نمی گذارند که از زندگی لذت ببرم! چه کسی؟! جامعه، دوستان، خانواده و..
این مقاله به دنبال تحلیل این سوال و پاسخ های آن است.

انواع بخشش :

از نظر پروفسور وورسینگتون، استاد دانشگاه ویرجینیا، دو نوع بخشش (انواع بخشش) وجود دارد:

بخششِ نوعِ اول:

با فراموش کردنِ افکار خشم آلود نسبت به فرد مورد نظر است. مثلاً شما به خود می‌گویید که من نمی‌خواهم انتقام بگیرم، اصلاً می‌خواهم به طور کامل آن فرد را فراموش کنم. که البته این نوعِ بخشش خیلی مطلوب نیست، چون شما در وجودتان هنوز اندکی خشم دارید.

بخششِ نوعِ دوم:

عوض کردنِ احساس است، شما تنفر را فراموش نمی‌کنید، بلکه آن را با محبت عوض می‌کنید. از نظرِ پروفسور این نوع بخشش به سلامت شما کمکِ زیادی می‌کند، فکرِ شما را کاملاٌ باز می‌کند و به شما قدرت می‌دهد.

دلایل بخشش :

بهبود فعالیت مغز با بخشش:

بخشش مانند اکسیژنی است که فعالیت مغز را بهبود می بخشد و چنانچه دیگران را نبخشید خودتان از آرامش و سلامت روان فاصله می گیرید. برای این که بتوانیم بخشیدن را تمرین کنیم می توانیم این راهکارها را به کار ببندیم. اول این که به نهایت بخشیدن فکر کنید.یعنی بررسی کنید چنانچه فرد مورد نظر یا واقعه اتفاق افتاده را نبخشید چه چیزی عایدتان خواهد شد. راهکار دیگر این است که فهرستی از نام افراد مهم زندگیتان که هنوز از آنها دلخورید، تهیه کنید و جلوی نامشان بنویسید از کدام رفتار و عملکرد آنها دلخورید.

نفرت و خشم سم است:

گاهی اوقات بخشش را می توان با چشم پوشی از اشتباه های دیگران ممکن ساخت. کسی که اشتباه دیگری را می بخشد لذت زیادتری از فرد بخشوده شده کسب می کند. عفو و بخشش باید در شخصیت گنجانده شود و نه به عنوان پاسخ به توهینها بلکه به عنوان روش زندگی قرار بگیرد، زیرا نفرت و خشم مانند سم به انسان صدمه میزند. بخشش مانند پادزهر عمل می کند، بهترین انتقام در برابر دشمنان داشتن یک زندگی موفق و شاد است، از دشمن به عنوان کسی استفاده کنید که باعث رشد شده و برای مبارزه با انرژیهای بد توانمند شوید،بخشش موجب آزاد کردن خشم،ترس و درد می شود و دریچه های قلب را به شادی، صلح و عشق باز می کند.بخشیدن ظاهرا كار راحتی نیست برای همین بخشش كار كسی است كه قدرت دارد.

قدرت بخشش را دست کم نگیرید:

محققان می گویند: قدرت بخشش را دست کم نگیرید،بخشش کلید سلامت عاطفی، روانی و جسمی است. افراد بیرحم مستعد ابتلا به مشکلات قلبی و عروقی، دردهای مزمن، اختلال عملکرد عصبی،سیستم ایمنی سرکوب شده،اضطراب و افسردگی بوده و از داشتن یک زندگی اجتماعی خوب محروم هستند. پرورش کینه در دلها باعث می شود جهان خصمانه به نظر برسد.مطالعات نشان می دهند بیمارانی که از دردهای مزمن رنج می برند، بعد از رها کردن کینه و خصم و توجه به بخشندگی زخمها و دردهایشان التیام می یابد. همچنین زن و شوهرهایی که به راحتی همدیگر را عفو می کنند و اشتباه های هم را می بخشند و احساس خیرخواهانه ای را به هم ابراز می کنند درگیری و مشکلات شان را به طور موثرتری حل می کنند و دردشان کم می شود.

 

اگر بخشش داشته باشید، شما اراده کرده اید که به خودتان هدیه دهید!
شاید این جمله برای شما کمی نامفهوم و گنگ باشد. بیایید کمی این جمله را تحلیل کنیم.
ذهن و روح انسان، در طول زمان، مملو از حوادث و تجربه های تلخ و شکست ها می شود. بنابراین، هیچ فضایی در اندیشه و احساس او برای ورود پدیده های تازه وجود ندارد. همه چیز پُر و مسدود شده است.
وقتی چیزی را می بخشید، قسمتی از این فضا خالی می شود و آن زمان است که می تواند پذیرش کننده چیزی تازه باشد. و همین به وجود آوردن این فضای خالی، برای پذیرش چیزی تازه، هدیه ای است که انسان می تواند به خودش بدهد.
پس هر نوع بخششی، باعث به وجود آوردن فضایی خالی در اندیشه، احساس و روح انسان می شود. حتی بخشندگی، باعث ورود ایده ها و فکرهای تازه و خلاق برای ادامه مسیر پیشرفت در زندگی می شود.
وقتی از بخشش صحبت می کنم، منظور گستره ای وسیع تر از صرفا بخشش انسان ها به خاطر اشتباهی که در مورد شما انجام داده اند، است. در این گستره وسیع مورد نظر من، می تواند به عنوان مثال، مهربانی و علم هم قرار بگیرد. وقتی شما مهربانی تان را می بخشید، دایره دوستی تان بیشتر می شود و جایی برای ورود افراد شگفت انگیز تازه ای را باز خواهید کرد.
بخشندگی، نوعی فراموشی است. بهتر است بگویم که نوعی اراده معطوف به فراموشی است. بخشش واقعی، فراموشی و بیرون ریختن چیزهای تیره و تار در ذهن و روح مان است.
نکته بسیار مهم این است که وقتی نمی توانید دیگران را ببخشید، هرگز قادر به بخشیدن خود نیز نخواهید بود. چرا که آنقدر ذهن شما مسدود شده است که حتی برای یک لحظه قادر به دیدن خود نخواهید بود.
بخشندگی، راه تغییر را باز می کند. اگر بخشش نداشته باشید، اجازه ای به تغییر کردن هیچ چیزی نمی دهید.
اما من زمانی که از بخشندگی صحبت می کنم، همواره آن را نوعی اراده می دانم. اراده ای معطوف به فراموشی، اراده ای معطوف به تغییر و همه این ها یعنی، اراده ای معطوف به قدرت!
اما منظور از اراده چیست؟

از نظر من انسان همچون يك اراده در شدن دائم به سر مي‌برد و زندگی فرد نيز در درون اين اراده قرار دارد. ‌به نظر من همه دستاوردها، موفقیت ها، تجلی اراده هستند.
ویژگی اصلی اين اراده، نوعی خواستن و اشتیاق سوزانی دائم‌ و بدون توقف ‌است كه نمي‌تواند سيراب شود. اشتیاق سوزان برای ماندن در مسیر کمال.
اراده، علت همه این اتفاقات در زندگی است. شما وقتی کسی را نمی بخشید، این موضوع از درون اراده شما برای این کار بیرون می آید. سوال این است که چرا اراده می کنید که به سوی رنج در حرکت باشید؟!
این پرسش به نوعی همان پرسش اول نوشتار است:
شما برای ماندن در یک رنج دائمی روحی در زندگی، اراده کرده اید؟!
وحشتناک بودن ماجرا این است که اراده، هیچگاه نمی خواهد که از حرکت خودش دست بردارد چرا که اراده اشتیاق محض به سوی چیزی است. بنابراین، اگر اراده کرده اید که بخشش نداشته باشید، این اشتیاق را به سمت رنج و عذاب خود هدایت کرده و به راه انداخته اید.
آن چیزی که کنش‌های ما را به وجود می‌آورد اراده است. احساسات، عواطف و آرزوهایی که به تصمیم ها و انتخاب های ما هم منتهی می‌شوند، کنش هایی هستند که از درون اراده پدیدار می شوند.
بنابراین، بخشندگی و بخشش، کنشی است که از درون اراده ای معطوف به زندگی و قدرت بیرون آمده است و نبخشیدن، کنشی است که از درون اراده معطوف به رنج، بیرون آمده است.

مراحل بخشش:

مرحله اول:

پذیرش ناراحتی. بخشش با غصه و ناراحتی شروع می‌شود. ممکن است فرد، گروه یا سازمانی شما را رنجانده باشد. اگر می‌خواهید آنها را ببخشید باید به خودتان بقبولانید از رفتار آنها رنجیده‌اید. پس از آن که پذیرفتید آسیب دیده‌اید دچار احساسات منفی چون خشم، ناراحتی، ترس، تعجب، گیجی و ناامیدی می‌شوید و همین احساسات مانند باتلاق شما را در خود فرو می‌برد.

مرحله دوم :

تسکین خشم و نفرت. پس از رنجیده شدن خاطرات تلخ ذهن‌تان را پر می‌کند اینجاست که باید سعی کنید به اعتقادات و باورهایتان پناه ببرید و اجازه ندهید خشم و ناراحتی بر رفتارتان تاثیر بگذارد. آنچه در این مرحله به شما کمک می‌کند، شناخت ارزش‌هایتان در زندگی است. باید از خود بپرسید من می‌خواهم این رنج و سختی را به چه چیز تبدیل کنم؟

مرحله سوم :

تمرین کردن. در این مرحله باید تلاش کنید با استفاده از کنترل احساسات دیوانه‌وارتان از شر قلاب خلاص شوید. احساس همدردی با دشمنتان می‌تواند در خلاصی از این قلاب نقش مهمی داشته باشد. همچنین با توجه به روحیه‌ای که دارید، می‌توانید به دعا و عبادت متوسل شوید تا به این وسیله از احساسات بد خلاص شوید.

مرحله چهارم:

همه چیز را رها کنید و به راه خود ادامه دهید. سعی کنید خشم و کینه را از خود دور کنید و مانع ورود آنها به قلبتان شوید. این کار را آنقدر تکرار کنید تا مطمئن شوید فاصله زیادی با خشم دارید. در این کار حتما پشتکار داشته باشید. مطمئن باشید بعد از بخشش در درون‌تان فضایی پاک و تازه آفریده‌اید و سالم‌تر و شاد‌تر خواهید بود.
در دل هر بخشیدنی احساس اینكه حق من پایمال شده هم قرار دارد. بخشیدن ظاهرا كار راحتی نیست برای همین بخشش كار كسی است كه قدرت دارد. تحقیقات علمی نشان داده كه بعضی‌ها‌ زودتر می‌بخشند.

 

تمرین آرامبخشی بخشایش:

آرام بنشینید و چشمان خود را ببندید و بگذارید که جسم و ذهنتان استراحت کند.
خود را در یک صحنه تئاتر مجسم کنید.
شخصی که شما را آزرده و نیاز به بخشیدنش دارید بر صحنه تئاتر است.
سعی کنید او را به روشنی ببینید.
سپس تمام موهبتهای نیکو را برای او مجسم کنید. همه موهبتهایی که برای او پر معنا خواهد بود.او را با داشتن آن موهبتها متبسم و خوشبخت ببینید.
چند دقیقه این تصویر را نگه دارید، آنگاه بگذلرید محو شود.
وقتی او صحنه را ترک کرد ، خود را بر صحنه قرار دهید.
ببینید که همه موهبتهای نیکو به سراغ شما نیز می آید. خود را نیز متبسم و شاد ببینید.
نعمت کائنات در اختیار همه ماست.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *